سال نو 2014 را به شما و تمام ملت عزیزافغانستان تبریک می گویم . و ازخداوندمنان می خواهم این سال را سالی نیکو همراه با صلح و آرامی برای مردم و کشورمان ،قراردهد. دراین سال خیلی دلم میخواهد که یک کارخوب مثلا درکابل یا مزارداشته باشم و بامیان را ترک کنم. البته این خواسته من فقط به خاطرپیشرفت زیادتربرای خودم بود و هیچ معنای د یگری ندارد. راستش می خواهم یک پلان خوب و درست و حسابی برای خودم درطول یک سال آینده درست کنم تا بتوانم به خوبی ازفرصت ها ی پیش آمده ،استفاده کنم.
۱۳۹۲ دی ۱۰, سهشنبه
آخرین روزسال
امروز آخرین روزسال است . می خواهم بدیها وخوبی هایی را که دراین سال داشتم باشما شریک سازم. بزرگترین موفقیت راه یابی به تحصیلات عالی (دانشگاه) بود .راستش من موفق نشد م که به تحصیلا ت خود ادامه بدهم . تا کلاس هشتم درایران درس خواندم و بعدش آمدیم افغانستان. دراین جا هم که به فکرنان وآبی بودیم و یک درجن خواهر وبرادر ازخودم کوچک تر.ولی جای خوشحالی است که ازهمین الان شروع کردم به درس خواندن. شاید هم این مثالی که مردم می گویند که ماهی را هروقت ازآب بگیری ،تازه است، راست باشد. ازاین بابت خیلی خوشحالم. دومین موفقیتم توانستم خانه ای هرچند گلی دربامیان بسازم که الان هم درآن زندگی میکنم. این اولین خانه ای است که فقط و فقط متعلق به خودم است . منظورم این است که خانه پدری نیست ، زمین خالی هم نیست . راستش این اولین خانه ای است که درعمرم صاحب آن هستم. البته یکی دوتا زمین داریم ولی چیزی که بشود به آن خانه گفت ،نداشتم تاحال. که حالا دارم.
۱۳۹۲ دی ۹, دوشنبه
۱۳۹۲ دی ۸, یکشنبه
چاک شدن سرک قیردربامیان
هوا ی شهر بودا سرد سرد ولی کم کم نور آفتاب پیکر بودا را گرم می کند. دوستانی که یکی دوروزگذشته ازولسوالیهای بامیان آمده اند ،می گویند به خاطرسردی بیش ازحد،سرک قیریکولنگ به بامیان ازچندین جای خود درز (چاک) شده است.این چا ک شدن به خاطر همان انبساط و انقباظ که درزیر پوسته سرک انجام می یابد ،صورت گرفته است. به این صورت ما نباید درسرتاسراین ولایت سردسیر،شاهد سرک قیرسالم و آباد باشیم.که این هم ازنوع خود مصیبت دیگری است که برمردم این ولایت وارد می گردد.
یخ زدن سرکها
امروز برفی هم خلاص شد. ولی نه برف زیاد . همانقدر که سرکهایخ زده شدند و به علت سردی بیش ازحداینجا، خطرناک بودن سرکها برای چند روز متوالی ،خواهد ماند. ولی این دردی که ازسوزن پیچکاری که بردستم زدند ،دارد دیوانه ام میکند. امیدوارم به زودی خوب خوب شوم.
۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه
چند مطلب
یک چند مطلبی درباره مریضی این جانب که ازهمان کابل رفتنم مان ،عاید حالم گردید، می خواهم بنویسم. این که خلاصه دراین سه یا چهارروزگذشته علاوه براین که نزدیک بود حضرت عزراییل را دیدارکنیم ،درد رنج زیادی را متقبل شدم،یک چند جایی ازبدنمان هم بخاطر سوزن و سیروم سوراخ سوراخ شد یک بار 1210 افغانی و دفعه دیگه مبلغ 500 افغانی دوا خریدم تا به اصطلاح صحت یاب شوم ولی کو صحت که نصیب ما شود. به گفته مردم شاید هم کورخواندیم. ولی جای شکرش باقی است که این مبلغ را می توانیم ازدفتربگیریم. این مطلب را به طور یک تذکر هم نوشتم که شما هم اگریک وقتی هوس کردین ازبامیان به کابل و یا ازکابل به بامیان آمدین، ازاین هوتل هایی که دربین این راه هست ،هیچ وقت غدانخورید. دو تا کیک یا بیسکویت به همراه یک نوشابه صدهزارمرتبه بهترازاین کبابی بود که ما خوردیم. همیشه این گپ ها را شنیده بود که مردم میگفتند که غدای هوتل خوب نیست ولی من همیشه به اصطلاح شکم سیرنان هوتل را میخوردم ، عین خیالمان هم نبود ولی این دفعه حس کردم که یک پنج کیلویی ازوزنمان که همیشه درآروزی چاق شدن بودم، کم شد. و درد و عدابش هم به جای خودش.
مرگ کلاشینکوف
میخاییل کلاشینکوف ،سازنده سلاح کلاشینکوف ازجمهوری روسیه درسن 94 سالگی درگذشت. من می گویم خوب شد که او درگذشت،به گفته کلانهای ما ،الهی دگورخو نکنه،که صدها هزار نفر شاید هم میلیونها نفر ازسلاح دست ساخته این آدم ازبین رفتند.ازقول او گفته شده است که کاش یک ماشین چمن روبی به جای سلاح کلاشینکوف اختراع کرده بودم.
اشتراک در:
پستها (Atom)
