۱۳۹۵ خرداد ۲۴, دوشنبه

پنجمین سالیاد شهید جواد ضحاک دربامیان برگزارشد

مراسم پنجمین سالگرد شهید جواد ضحاک برگزارشد.

امروز جمعه دهم جون 2016 برابر بود با پنجمین سالیاد یار و یاور شهید مزاری بزرگ ، جواد ضحاک درمسجد رهبر شهید استاد مزاری در شهر بامیان برگزارشد. دراین مراسم که صدها تن ازمردم بامیان ، شخصیت های جهادی،مقام ولایت،قوماندان امنیه و ریس امنیت ملی بامیان ، فعالین جامعه مدنی ونماینده های مجتهدین شیعه درولایت بامیان ، اشتراک کرده بودند.
در این مجلس سخنرانانی شامل متنفذین محلی وشخصیت های جهادی و نماینده گان مجتهیدن ،به ایراد سخن پرداختند.
جواد ضحاک ، ریس اسبق شورای ولایتی بامیان بود که پنج سال پیش زمانی که ازطرف کابل ازمسیر دره غوربند به طرف بامیان درحرکت بود، توسط افراد مسلح ناشناس ربوده و سپس به طرز فجیعی به شهادت رسید. جواد ضحاک یکی ازیاران نزدیک رهبر شهید بود که درجنگ های مقاومت غرب کابل ، با رهبر شهید دریک سنگر بود.
ازکارنامه های جواد ضحاک می توان ، کاه گل کردن سرک، مسما کردن یک چهارراهی به نام اریکین، ودادن تقدیر نامه به مرکب دربامیان ، نام برد. می توان گفت جنبش روشنایی امروزی که تقریبا درسراسر جهان ، شناخته شده است ، جواد ضحاک بنیانگذار آن بوده است.

روحش شاد یادش گرامی باد.  

۱۳۹۴ اسفند ۵, چهارشنبه

مسابقه بزرگ اسکی دربامیان

مسابقه بزرگ اسکی دربامیان:


علاقه مندان اسکی ازاین فرصت استفاده کنید و ازجاهای دیدنی دیگراین ولایت تاریخی ، بازدید کنید.

14 حوت را به یاد داشته باشید

۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

نمایش بزرگ دموکراسی

کاش ملیت های دیگرهم،حرکت های مدنی مثل دیروز راازهزاره ها یادمی گرفتند،سخنانی ازمهمان برنامه طلوع
درپیوند به دادخواهی وتظاهرات دهها هزارتن ازمردم شریف کابل، درروز چهارشنبه


همایش دهها هزارتن ازمردم کابل
 
 
اشتراک بانوان،دردادخواهی روزچهارشنبه،بی نظیربود
 

چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۴ ه‍.ش.

علت اصلی حضور زنده و گستردۀ مردم در خیابان ها این است که باورمند شده اند که ارگ کابل، یکی از لانه های رسمی طالب و داعش است؛ هیچ گروهی هم اثبات نکرده است که چنین نیست. این ماجرا برای حکومت مفلوج، یک شکست سیاسی است؛ تا دیر نشده، غنی- عبدالله اداره مملکت را به یک شورای موقت بسپارند. شاید روزی برسد که سپاریدن قدرت به کمیته بی طرف موقت، دیگر دیر شده باشد.
 
 
مطلب گرفته شده ازوبلاگ رزاق مامون

۱۳۹۴ مرداد ۱۱, یکشنبه

ایکاش همه هزاره میبودیم


نگاشته یی از قلم عبید «مهدی»
فشرده ترین بیان زوال پشتون وتاجک
دودمان دکترمحی الدین «مهدی» ازنظر فرهنگ مداری و تکیه برارزش های مدنی وتاریخی، در اوضاع واحوال رو به فروپاشی امروز، جایگاه ارجمندی دارد. آن چه عبید مطرح کرده، چکیده یی از صد کتاب نا نوشته است. حقیقت این است که هزاره ها در تمامی عرصه ها اثبات کرده اند که سزاوار اول بودن اند و به مرور بر صدر اقتدار فراز می آیند.

اى كاش همه هزاره مى بوديم كه:
١- بجاى مدل موتر، درجه ى تحصيل مان اهميت مى يافت؛
٢- بجاى مغازه هاى لباس، پولمان را در مراكز آموزشى خرج مى كرديم؛
٣- بجاى مدل و شكل مو، مغز و فكرمان مهم مى بود؛
٤- بجاى دعوا و سر و صدا، با حوصله مندى، همه چيز را تحمل مى كرديم و راه مان را ادامه مى داديم؛
٥- بجاى تفنگ، قلم بر مى داشتيم؛ 
٦- بجاى حوض هاى آب بازى، پول مان را در كتاب فروشى ها خرج مى كرديم؛
٧- بجاى تخريب يكديگر، همكارى را پيشه مى كرديم؛
٨- بجاى فيس بوك، وقت مان را در گوگل صرف مى كرديم؛
٩- بجاى سريال هاى پوچ هندى، فيلم هاى انگليسى مى ديديم كه زبان بياموزيم؛
١٠- بجاى فيس بوك، در جاده ها و زير آفتاب و باران از حق خود دفاع مى كرديم؛
١١- بجاى خوابيدن در روز انتخابات، از هشت صبح تا پنج عصر در مراكز رأى دهى صف مى كشيديم؛
١٢- بجاى برادر كشى، اتفاق و همبستگى را پيشه مى كرديم؛
١٤- بجاى سركوب خواهران و دختران خانواده، تشويق شان مى كرديم تا در كار و اقتصاد و تحصيل، هم گام با مردها شوند؛
١٥- بجاى مصارف ديوانه وار و بى فايده در عروسى ها، دسته جمعى و گروهى ازدواج مى كرديم؛
١٦- بجاى ايجاد وحشت و كشتار، در زمينه هاى فرهنگى، هنرى، ورزشى و علمى به كشورمان افتخار مى آفريديم؛
١٧-بجاى تنبلى، سخت كوشى را پيشه مى ساختيم؛
١٨- بجاى دشنام دادن در زير اين يادداشت، چند دقيقه فكر مى كرديم. 
ياد آورى: مواردى را كه مى دانيد، اضافه نماييد.
 
نوشته شده توسط عبیدمهدی  به نقل ازوبلاگ رزاق مامون

۱۳۹۴ مرداد ۷, چهارشنبه

ملاعمری که اصلاوجودظاهری نداشت،مرد(وفات کرد)

ملاعمری که اصلا به نظرمن ،وجودنداشت، مرد. این هم زندگی نامه اش:

منابع نزدیک به محمد اشرف غنی رئیس جمهوری و عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت افغانستان و همچنین منابع امنیتی این کشور می‌گویند که ملا عمر رهبر گروه طالبان "دو یا سه سال پیش" در گذشته است.
چهار ماه پیش گروه طالبان افغانستان به‌طور غیرمنتظره، زندگی‌نامه ملامحمد عمر رهبر این گروه را در نوزدهمین سالروز رسیدن او به رهبری منتشر کردند.
این زندگی‌نامه پنج هزار کلمه‌ای در وب‌سایت طالبان، واقعیاتی را درباره تولد، دوران کودکی و جوانی ملامحمد عمر علنی کرد.
ملامحمد عمر سالهاست که از نظر‌ها پنهان است و عکس و اطلاعات دقیقی درباره او وجود ندارد.
در این زندگی‌نامه سلاح مورد علاقه او 'آر پی جی هفت' ذکر شده و گفته شده که زندگی ساده‌ای دارد و شوخ طبع است.
گفته شده ملا محمد عمر هر روز در جریان وقایع افغانستان و جهان قرار می‌گیرد.
آمریکا ۱۰ میلیون دلار برای پیدا کردن ملامحمد عمر جایزه در نظر گرفته است. او از زمان حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ تا کنون دیده نشده است.
مفسران و تحلیلگران مسائل مرتبط با طالبان مطمئن نیستند چه مقدار از اطلاعات منتشر شده درباره تولد و زندگی ملامحمد عمر با واقعیت منطبق باشد.
بر اساس این بیوگرافی، ملا عمر سال ۱۳۳۹ هجری شمسی معادل ۱۹۶۰ میلادی در جنوب افغانستان و روستایی به نام چاه همت در ولسوالی خاکریز ولایت قندهار به دنیا آمده است.
در این زندگی‌نامه از ملامحمد عمر معروف به "امیرالمومنین" با عنوان "مجاهد" یاد شده است. گفته شده که او از قوم تومزی و یکی از قبائل اصلی پشتون به نام هوتک است.
بیوگرافی می‌گوید نام پدر او مولوی غلام نبی "شخصیتی علمی و اجتماعی" و "در بین مردم چهره‌ای درخشان" بوده که پنج سال بعد از تولد ملاعمر در گذشته است. بعد از مرگ پدر، خانواده او به ولایت ارزگان مهاجرت کردند.
گفته شده ملاعمر بعد از حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان تحصیل دینی خود را‌‌ رها کرد تا به مجاهدین بپیوندد.
در این زندگی‌نامه، فهرست نبردهای او از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۱ با نیروهای شوروی آورده و گفته شده که او چهار بار زخمی شد و در ‌‌نهایت چشم راست خود را از دست داد.
گفته شده او سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱ شمسی) سلاح بر زمین گذاشت و در روستای گیشانو ولسوالی میوند قندهار مدرسه‌ای دینی تاسیس کرد.
سال ۱۹۹۴ او رهبر طالبان افغانستان شد و سال ۱۹۹۶ همراه با تصرف بیشتر بخش‌های افغانستان در گردهمایی در قندهار "امیرالمومنین" لقب گرفت. طالبان سپس کابل، پایتخت افغانستان را هم در همان سال (مهرماه ۱۳۷۵) تصرف کرد.
طالبان می‌گویند بعد از تصرف کابل و تاسیس امارت اسلامی افغانستان "قدرت‌های کافر جهان نتوانستند قانون شریعت را تحمل کنند" و به همین دلیل حمله‌ای نظامی را آغاز کردند.
در بحث مربوط به شخصیت و رهبری ملاعمر گفته شده است:
او آرام است، عصبانی نمی‌شود و نمی‌ترسد.
خانه و حساب بانکی در خارج از کشور ندارد.
خوش‌برخورد است و شوخ طبعی ویژه‌ای دارد و هیچ‌گاه خود را بر‌تر از همراهانش نمی‌داند.
طالبان می‌گویند باوجود آنکه به‌شدت توسط دشمن تحت تعقیب است، در فعالیت‌های روزانه او تغییری ایجاد نشده است.
بعضی تحلیلگران تصور می‌کنند که ملاعمر جایی در نزدیکی مرز پاکستان مستقر باشد.

مطلب گرفته شده ازسایت بی بی سی فارسی
 

۱۳۹۴ تیر ۱۸, پنجشنبه

بعدازمدتها

سلام دوستان:

مدتهاست که موفق به نوشتن دراین صفحه نشدم، اگرازمن این سوال را بپرسید که چرا؟؟ برای شما خواهم گفت که بدلیل مصروفیت های زیادکاری وهم چنین یک سری پلانهای شخصی که درپیش روداشتم، موفق به این کارنشدم، تقریبا اوایل ماه رمضان بودکه جهت کاررسمی به شهرهرات رفته بودم، وبعدازگذشت تقریبا 17 روز ، امروزپنج شنبه 9 جولای ویا 22 ماه رمضان ،به بامیانم آمدم. کوشش خواهم نمود تا دوباره به نوشتن هایم ادامه دهم.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

هزاره ها دردو راهی مدنیت وتفنگ

هزاره ها در دو راهی مدنیت و تفنگ
لشی که جامعه هزاره را آماج گرفته، با حرکت مدنی و نمایش شعار ها قابل رفع و دفع نیست

استاد عبدالعلی مزاری سخن حیرت انگیزی دارد:
«ما معتقدیم که حکومت آینده نباید روی مذهـب و نژاد به وجـود آیـد.»

این ندا، درنخستین سالیان دهۀ هفتاد بلند شده که همه رهبران دردیگ جوشان فقاهت وتحجر نوع پشاوری، غلت میزدند. شاید مردی که دست کم مردم هزاره را برای ابد از سردرگمی و ساده انگاری رهانید؛ تصویر آیندۀ دور دستی را درین اجمال دیده بود.

امروز وقتی 31 هزاره برای قصابی مذهبی یا نژادی انتخاب می شود؛ یا جواد ضحاک را ستمکش می کنند؛ ژرفنای سخن تاریخی مزاری وجدان ها را تکان میدهد.

اوضاع بر روالی فراز آمده است که زنده گی، پیشروی، پسروی و تعامل برای هزاره ها در هرگوشۀ مملکت، یک گلاویزی ناخواسته، و از منظر تهدید و خطر، بازی به قیمت سر است. هزاره باید از حوادث دهشت در بدخشان و بلخ پیشاپیش بیاموزد.
از زمانی که جماعت هزاره جنگ ابزار های خود را برای همیشه به دولت جدید سپاریدند، برعکس آن چه در سی ولایت دیگر افغانستان گاه ناگاه روی داده، در هیچ یک از گسترۀ هزاره نشین، هیچ خشونتی که زمینه را برای لشکر کشی ها از مرکزیا حملات نیروهای خارجی را سبب شود، گزارش نشده است. هزاره ها درین سالیان، درموضع دفاعی نیاسودند؛ بل، دفاع احتمالی را فراموش کردند. حتی در برابر ستیزه گری های مزمن وکهنه میان کوچی ها و هزاره ها، کدام کمپاین واکنشی و مسلح سازی دو باره را در دستور کار قرار ندادند.

رنج باوری و شکنجه پسندی تا آن جا تسری یافت که حتی دولت، از سر محاسبه یا ترحم، کوچی ها را مورد شماتت قرار می داد. گویا رهبری سیاسی هزاره ها، به مسایل دیگری سرگرم بود که به غیر از حفاظت از مردم شان، به هر چیز دیگری می توانست ماننده باشد. اما دراصل چیز دیگری درحال نموار شدن بود.

با آن که جامعه هزاره از زاویه ویژه گی های نژادی و مذهبی، حق و ناحق و حتی به طور عادتی، آماج نیش و کم بینی قرار می گیرند؛ رهبری نرم، متکی بر صبوری و انتظار درجرگه سیاست بازان برخاسته از کنشگری های جنگی، به مرور، به نفع جامعه هزاره فضای اعتماد با تمام جناح ها را باز کرده است.  

نضج گیری نسبی فرهنگ غیر خشونت گرا، آزادی رسانه ها و مدارا گری روشمند، هزاره ها را به طور طبیعی به دو گروه تقسیم کرد.
گروه اول، مأموران و سیاستگران دولتی که زبان تعامل و مدارا را به قوت فراگرفتند و در سازوارۀ حکومت و دولت، جا به جا شدند. گروه دومی، یک جریانی زنده در محور های فرهنگی، مدنی و فعالیت های ارزشمدارانه در برون از چهارچوب های سیاسی را به وجود آورد که درواقع قدرت نو پدیدی است که بدنه نخست ( محور سیاستگران) را پوشش میدهد.

اکنون درترکیب نهاد های مدنی، این فعالان عمدتاً هزاره ( شامل زن و مرد) اند که هنوز معتقدند با فراگیری و انتشار زبان شهروندی، ارزش پرستی، تفاهم و بهره وری از مزایای مدرنیته، افغانستان به یک خانۀ امن برای همه بدل خواهد شد. سیما های تابناک وفادار به قانون وحق شهروندی از دیگر اقوام نیز در ترکیب جریان کابل، هرات و مزارشریف حضور دارند؛ اما چون نیک بنگریم، هزاره ها در شاه نشین ماجرا ایستاده اند.

پس چرا درهمه جا شبکه های انتقال انرژی برق گسترش یافته اما در بامیان و هزاره جات از برق و جاده، بازسازی و خدمات شهری و شهروندی خبری نیست؟
چرا ضربۀ اول را از دست نیروهای نا شناخته و غیبی، هزاره ها نصیب می شوند؟ به طور پلان شده، از بس های مسافربری دست چین شده و الساعه تیرباران می شوند و یا داعش یا دسته جات اطلاعاتی، نخستین قربانیان خود را با افتخار از میان سر به راه ترین مردم این کشور برمی گزینند؟

هزاره ها هنوز روی خط رفتار های مدنی درحرکت اند و بارز ترین اعتراض شان همانا نام گذاری جاده «اریکین» در بامیان با خرج خود شان است.  این ها گاهی همچو دیگران، هر روز هشدار نمی دهند، اسلحه نمایش نمی دهند و  مانند دیگران تفنگ ها را با پوشیدن لباس های جل وچپن سابق در برگ های فیس بوک همرسانی نمی کنند.

تا حال گذر روزگار به هر روالی که بود، پرهیز از خشونت، مصلحت جویی و انسان گرایی و.... نیم و نیم کله جواب میداد. حالا به نظر می رسد که وضع به سرعت درحال دگرگون شدن است. هزاره محکوم است که برای حراست از زنده گی و حق شهروندی و انسانی، خواب مدنی خود را زیاد طول ندهد. هزاره در وضع توفانی تر از زمان مزاری قرار دارد. گروگان رفتن 31 بیگناه، انفجار نخستین است که صدایش فوق العاده ترسناک خواهد بود. این انفجار، اولین وآخرین هم نخواهد بود.

مدیریت وضع موجود در دست خلیلی و محقق نیست. زود باشد که کابوس کلاشینکوف و آر، پی، جی، کمین زدن و فتح ودفاع، مغز ها را تسخیر کند. چالشی که دربرابر هزاره تجدید شده، (آن گونه که باران سجادی) فرموده، « با فریاد وگریستن» درهم نمی شکند. با «مظاهرۀ خوب و با شکوه» نیز دردی مداوا نمی شود. حرکت مدنی که گویا «ارگ را درمحاصره قرار بدهد» نا ممکن است. چون حرکت مدنی، بسیار که قوت کند، به هزار تماس تلفنی، خواهش و تحریک عطوفت، ممکن است هزار نفر را بسیج کند. نکته تکان دهنده تر که ازین اقدامات حاصل می آید؛ آن است که جماعت مدنی خود به خود، به داعش یا دیگران عزت نفس واطمینان می دهد که تبری را که زده اند، خوب به هدف خورده است. الحاصل، شرارت های آنان افزون می شود.

مدنی ها و سیاسی ها به ایستگاه آخر نزدیک می شوند. بعد ازین... جنگل است و مقاومت و کابوس چرخان کلاشینکوف. اگر در همین مقطع، تأخیر کنید و زمان ببازید؛ هیچ کس به ذلت ونابودی شما اشک تأسف نخواهد فشاند.
مزاری صریح گفته است:

مزاری عبث نگفته بود که: همیـشه جنگ را دیگران علیه ما آغاز کرده اند و ما از خود دفاع کرده ایم .

 
پس دفاع هزاره درحاضر حاضر از کدام استقامت است؟ 
 
مطلب ازوبلاگ رزاق مامون