۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه

تیم اصلاحات وهمگرایی به بامیان می آید

تیم اصلاحات و همگرایی به بامیان می آید. امروز9 جون ، وقتی که ازخانه به طرف دفترمی آمدم ،دربین راه عکسهای زیادی ازتیم اصلاحا ت وهمگرایی به چشم می خورد مخصوصآ فاصله میدان هوایی بامیان الی چوک شهید مزاری و هوتل گرزندوی ، به نظرمی رسید که این عکس ها تازه نصب شده اند. زمانی که به چوک شهید استاد مزاری رسیدم ، عده ای زیادی ازمردم را دید م که درپیش روی هوتل گرزندوی ، جمع شده اند. وقتی ازیکی ازآنان جریان را پرسیدم ، گفت امروز قراراست که تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری داکترعبدالله و معاونینشان جهت کاروزارتبلیغاتی خود به بامیان بیایند. دراین روزها که فقط چند روزی به انتخابات دور دوم ریاست جمهوری باقی مانده است، هریک ازکاندیدان با سفرکردن به ولایات و دیدن مردم ، کوشش می کنند که طرفداران خودرازیاد کنند. دو روزپیش سید حسین انوری رهبر حزب حرکت اسلامی افغانستان با چند نفردیگر طی یک سفرزمینی وارد بامیان شدند و حمایت شان رااز داکتراشرف غنی احمدزی اعلان نمودند. دراین محفل صدها نفرازمردم بامیان، مخصوصآ خانمها اشتراک داشتند. ازآنجاییکه بامیان یک ولایت شیعه نشین (هزاره) است ، احتمال داده می شود که رای مردم بامیان ، می تواند کفه ترازوی انتخابات را به نفع نامزد مشخصی ، پایین یا بالا ببرد و به همین خاطراست که هریک ازکاندیدان کوشش میکنند که به این ولایت ،سفرکنند.

۱۳۹۳ خرداد ۱۳, سه‌شنبه

بیست وسومین سوال


بیست و سومین سوال هفته وارخبرنگارشهروندی برنامه پیوندگاه:

 سوال:به نظرتان در منطقه شما کدام کاندید بیشترین طرفدار و بیشترین رای را دارد؟ چرا؟

محمد حسین دانشجوی سال دوم دانشگاه بامیان این گونه جواب داد، به نظرمن ازبین دوکاندید پیشتازریاست جمهوری مردم ولایت بامیان به داکترعبدالله رای می دهند. همانطوریکه که دردوراول ما وشما دیدیدم که داکتراشرف غنی فقط دریک دوولایت توانست بیشترین آرارا کمایی کند.
وهم چنین ایشان اضافه نمودند که نه تنها مردم ما بلکه تمام مردم افغانستان ، خواهان یک تغییر هستند. درسالهای قبل همیشه یک قوم خاصی برسراقتدارحکومت بود ولی باپیشرفت دمکراسی ،حالا مردم می خواهند که یک تغییرکلی رادرسطح مملکت بیاورند
 


 

سالگرد شهادت جوادضحاک

شهید جوادضحاک رییس اسبق شورای ولایتی بامیان
محض اطلاع دوستان شهید.

دوستان وراهیان راه عدالت!

قراربود که سمیناری دررابطه به شهید جوادضحاک درتاریخ 15 جوزا برگزارشود،اما بنابه دلایلی وهم به خاطربرگزاری انتخابات ،دوستان این برنامه را به تعویق انداختند. این برنامه به زودترین فرصت برگزارخواهد شد.
شهید جواد ضحاک رییس اسبق شورای ولایتی بامیان بود که سه سال پیش توسط طالبان درحالیکه ازکابل به طرف بامیان درحال حرکت بود دستگیر وباتحمل شکنجه های زیادی ، جام شهادت رانوشید. اویار و یاور نزدیک استاد بزرگ، عبدالعلی مزاری ، درسالهای 1370 بود. حرکت های مدنی وی برای نشان دادن محرومیت های مناطق مرکزی وهزاره جات، درطول دوران دولت حامد کرزی ، معروف است.  ازمهمترین کارهای مدنی وی ، کاه گل کردن سرکهای شهربامیان و درست نمودن اریکین بزرگ به شکل سمبولیگ ونام گذاری یکی ازچهار راهی های مهم شهر بامیان را به نام چوک اریکین هم ازکارهای مدنی وی به حساب می آیند.


 

قیرریزی میدان هوایی بامیان

به خاطرقیرریزی میدان هوایی بامیان ،این روزها هیچ هواپیمایی نمی تواند نشست و برخاست داشته باشد و فقط بازار هلی کوپترهای مربوط UNخوب گرم است. دیروزهنگامیکه داشتم اززیرمیدان هوایی و تونلی که بخاطرعبورومرور مردم عادی درست کرده اند ،رد میشدم ، دیدم کارگران مشغول آسفالت کردن این میدان هستند. نتوانستم معلومات بدست بیاورم که چندکیلومتراین میدان هوایی ، قیرخواهد شد ولی مردم بامیان ازاین بابت بسیار خوشحال هستند . این درحالی است که ازیکی دوسال پیش فقط هواپیماهای شرکت هوایی افق شرق و بعضی هواپیمای های کوچک ملل متحد وبعضی موسسات خارجی ،اقدام به مسافرکشی ازبامیان به کابل و بالعکس می کردند. با قیرشدن این میدان هوایی، شاید بقیه شرکت های هوایی اقدام به جابجایی مسافرین بامیانی به دیگرشهرهاکنند.وازسویی دیگر قیمت تکت این شرکت که بسی قیمت است ، ارزان ترشود. باگرم شدن هوا ، مسیرراه بامیان کابل که ازدره غوربند ولایت پروان می گذرد، ناامن ترازسابق خواهد شد. که این مساله مشکلات زیاد ی را برای مردم این ولایت به وجود آورده است. صدها تن ازکارمندان ادارات دولتی و موسسات خارجی که نسبت ناامن بودن راه غوربند، نمی توانند ازراه زمینی به کابل و بقیه ولایات بروند، مشتریان خوب این شرکت ها ی هوایی خواهند بود. باقیرشدن میدان هوایی بامیان، ترمینالی که ازیک سال پیش دردست کاربود، هم به بهره برداری خواهد رسید. ترمینال میدان هوایی بامیان با دیزاین وزیربنای وسیعی درحال ساخت می باشد.

۱۳۹۳ خرداد ۱۱, یکشنبه

والی مزاردرزمان طالبان


آمریکا پنج طالب سرشناش راآزاد کرد. آمریکا درقبال آزادی یک نظامی آمریکایی، پنج طالب زندانی درگوانتانامو، راآزاد کرد . این تبادله به پیشنهاد ووساطت دولت قطر که نمایندگی رسمی طالبان درآنجا قراردارد،صورت گرفته بود. با رهایی این پنج تن که همه ازرهبران پرنفوذگروه طالبان هستند، مقدارکمی امیدواری که به آینده روشن فردای وطنم داشتم، آن هم ازبین رفت. خوب به یاد دارم زمانیکه درتاریخ 17 اسد سال 77 گروه طالبان شهرمزارشریف را تسخیرکردند و درطی مراسم نمازجمعه ملا نورالله نوری که آن زمان به حیث والی ولایت بلخ ازطرف طالبان تعیین گردیده بود، گفته بود که این مردم شیعه (هزاره) یابیایند مسلمان شوند و یا که ازافغانستان خارج شوندو به ایران بروند پیش خمینی . درست بعد ازختم همین خطبه بود که مردمان یاغی و چپاولگربه خانه ها ی مردم هزاره که مردم ازترس خانه های شان را رها کرده بودند و یا به کوه های جنوب شهرمزار که به سمت دره صوف وهزاره جات راه دارد ، فرارکرده بودند ،رفته  وتمام مال ودارایی آنها رادرروز روشن به یغما بردند بدون این که کسی مزاحم شا ن شود.  خودم شاهد این چپاول بودم و خانه ما هم ازاین امر بی نصیب نماند. بعد  ازگذشت بیشتر ازسه ماه از به تصرف آمدن شهرمزارشریف توسط طالبان،سید اسدالله مسرور که یکی ازقوماندان اهل تشیع (سادات) بود رسما با سلاح دست داشته اش به گروه طالبان تسلیم شد و درست بعد ازاین تاریخ بود که مردم هزاره توانستند ازخانه ها و پناه گاهشان بیرون شوند.درآن زمان پدرم یک رادیوی کوچکی داشت که فقط سه عدد بالتی می توانست اورا روشن کند ومورد استفاده قراردهد . مدت زیادی پدرم به علت نداشتن پول برای خریدن بالتی رادیو، نتوانست به اخباروبرنامه های رادیو که آن زمان مردم بیشتر به رادیوی دری که ازمشهد ایران پخش می شد، گوش کند وبی نصیب ماند. جهت روشن کردن خانه  درجریان شبها یک چراغ اریکین داشتیم که ان هم به علت خلاص شدن تیل مدتها نان شبمان را پیش ازتاریک شدن هوا و یاگاهی هم درنورمهتاب صرف میکردیم. تقریبا درهمین دوران بود،من که جوان برومندی بودم ، به بیماری کلورا که بیماری اسهال و استفراغ  است ، مبتلاشدم و درخانه بیهوش شدم. پدرم من را سوارکراچی ای دستی که ازخودمان بود، کرد و به اتفاق مادرم ویکی دوتاازخواهرانم هم با چشمان گریان این گاری یا کراچی را به سمت شفاخانه  تندتر هل می دادند که مبادا ازبین بروم. دربین راه وقتی که تایر کراچی ازجوی آبی ردمی شد، سرم به شدت به آهن نرده این کراچی برخورد کرد که براثراین برخورد به هوش آمدم ودیدم که درون کراچی هستم وبه سویی روان، بعدازچند لحضه ، دوباره بیهوش شدم، ووقتی به هوش آمدم که چهارعدد سیروم به پاها ودستهایم وصل شده بودند، وپدرومادرم هم دراطراف تخت شفاخانه باحالتی مظطرب ایستاده اند. برایم گفتند که بیشتراز 13 عدد سیروم برایت تزریق شده است تا تو خوب شدی. دکترها به پدر ومادرم گفته بودن که اگر تا ده دقیقه دیگه هم این جوان به شفاخانه نمی رسید ، ممکن بود که جانش را ازدست بدهد. هنوز هم آن لحظه های لعنتی را خوب به یاد دارم و خوب به یاد دارم که زن همسایه بعد ازگذشت دوسه سال ازتصرف شهر مزاربه دست طالبان وقتی که خانه همسایه رفته بود ،پرده ها و بعضی اجناس خانگی خود را درخانه همسایه که هزاره نبود ، شناخت، ولی هیچ کاری نتوانست فقط با دست خالی وبغضی درگلو به خانه اش با زگشت. البته درابن باره گفتنی های زیادی دارم که نمی توانم همه آن را دراین جا بنویسم. این بود شرح کمی ازبه تصرف درآمدن شهرمزارشریف توسط طالبان در17 اسد سال 77 که ملا نورالله نوری والی مزارتعیین شده بود، ملا نورالله نوری دیروز به همراه چهار تن ازرهبران پرنفوذ طالبان اززندان گوانتانامو، آزادشد.

به زنم تجاوزکرد،اوراکشتم

اظهارات مرد افغان: به زنم تجاوز کرد، او را کشتم.
چهارماه بعد از ازدواجمان فهمیدم گاهی‌وقت‌ها پیامکی برای همسرم می‌آید که حالت صورتش تغییر می‌کند. از او پرسیدم چه‌کسی برایت پیامک می‌فرستد گفت برادر یکی از دوستانم است که مزاحم می‌شود.
بهاران نیوز: مرد افغان که هموطن خود را به‌خاطر رابطه با همسرش به قتل رسانده و مثله کرده‌ بود مدعی ‌شد چون در کشور خودش چنین قتل‌هایی مجازات ندارد دست به جنایت زده است. به گزارش خبرنگار ما، زنی به نام مهربان اوایل دی سال ۹۰ با ماموران پلیس شهریار تماس گرفت و از راز جنایتی که شوهرش مرتکب شده‌ بود، پرده برداشت.
او به پلیس گفت با شوهرش مردی به نام مهران را به باغی کشانده و شوهرش او را به قتل رسانده ‌است. آدرس باغ در اختیار ماموران قرار گرفت و آنها با زیرنظرگرفتن محل هنگامی که حسن- شوهر مهربان- قصد داشت تکه‌های مثله‌شده جسد را از باغ خارج کند او را بازداشت کردند. متهم در بازجویی‌ها به قتل مهران اعتراف کرد و گفت: «او را کشتم چون برای زنم مزاحمت ایجاد کرده و او را مورد تجاوز قرار داده‌ بود. بعد با کمک دوستم سعید، جسد را مثله کردیم.» به این ترتیب پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای محاکمه به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد.
 روز گذشته نماینده دادستان در ابتدای جلسه محاکمه در جایگاه حاضر شد و کیفرخواست را خواند. او در دفاع از کیفرخواست گفت: «مهربان ۴ دی سال ۹۰ گزارش وقوع قتلی در شهریار را به پلیس ارایه داد. همین گزارش سرآغاز این پرونده شد بنابراین با توجه به مدارک موجود در پرونده به‌عنوان نماینده دادستان درخواست صدور حکم قانونی را دارم.»
در ادامه خواهر مقتول به‌عنوان ولی‌دم در جایگاه حاضر شد و درخواست صدور حکم قصاص کرد. سپس حسن اتهام قتل را رد کرد و گفت: «قبول دارم مهران را به باغ کشاندم و جسدش را مثله کردم اما قتل کار من نبود.» او گفت: «برای اینکه با مهربان ازدواج کنم یکصدمیلیون‌تومان خرج کردم او زن جوان و زیبایی بود و من هم دوستش داشتم البته همسر دومم بود. زن اولم در افغانستان است و دو فرزند از او دارم خودم در ایران زندگی می‌کنم و در همین کشور هم با مهربان آشنا شدم و ازدواج کردم.

چهارماه بعد از ازدواجمان فهمیدم گاهی‌وقت‌ها پیامکی برای همسرم می‌آید که حالت صورتش تغییر می‌کند. از او پرسیدم چه‌کسی برایت پیامک می‌فرستد گفت برادر یکی از دوستانم است که مزاحم می‌شود من هم تصمیم گرفتم شکایت کنم. وقتی مهران فهمید از او شکایت کرده‌ام پیامک‌های تهدیدآمیز علیه همسرم می‌فرستاد و می‌گفت از او عکس دارد و اگر من شکایتم را پس نگیرم عکس‌ها را منتشر می‌کند با این حال حاضر نشدم شکایتم را پس بگیرم.»
متهم ادامه داد: روز حادثه به خانه خاله همسرم رفتیم. مهربان گفت برای دیدن دوستش که خواهر مهران است می‌رود و خیلی زود برمی‌گردد وقتی برگشت متوجه شدم روی دستش جای خراش و گازگرفتگی وجود دارد از او پرسیدم چه شده گفت دوستش برای خرید بیرون رفته و مهران ناغافل از اتاق دیگری بیرون آمده و او را مورد آزار جنسی قرار داده است تصمیم گرفتم زنم و مهران را بکشم. به مهربان گفتم مهران را به باغی که گاهی به آنجا می‌رفتیم بکشاند. مهربان هم قبول و او را به باغ دعوت کرد من از قبل پشت در باغ منتظر ایستاده ‌بودم مهربان هم بیرون بود همین که مهران از روی دیوار پرید تا در را برای مهربان باز کند او را گرفتم. دستانم را روی گلویش گذاشتم و فشار دادم بعد رهایش کردم. با مهربان به خانه برگشتیم می‌خواستم او را هم بکشم چون زن فاسد باید از بین برود اما چندروز بعد متوجه شدم زنم موضوع را به پلیس گفته‌ است. تصمیم گرفتم جسد را از باغ خارج کنم.
متهم به قتل در ادامه گفت: وقتی وارد باغ شدم متوجه شدم جسد جابه‌جا شده ‌است البته آن زمان که گلویش را فشار دادم او نمرده‌ و فقط بیهوش روی زمین افتاده‌ بود اما وقتی دوباره به باغ رفتم چندمتر جلوتر افتاده بود. تصمیم گرفتم جسد را از باغ خارج کنم تا ماموران من را شناسایی نکنند اما نتوانستم به همین دلیل آن را مثله کردم اما ماموران مرا هنگام خروج از باغ بازداشت کردند.
او گفت: در افغانستان وقتی زنی با مردی غریبه رابطه برقرار می‌کند اگر شوهرش آنها را بکشد قاضی او را آزاد می‌کند حتی اگر ۱۰نفر هم با همسر او رابطه داشته باشد و مرد همه ۱۰نفر را بکشد بازهم آزاد می‌شود من هم فکر می‌کردم قانون ایران هم همینطور است. در ادامه وکیل متهم در جایگاه حاضر شد و دفاعیات خود را مطرح کرد سپس مهربان به‌عنوان متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او اتهام معاونت در قتل و آدم‌ربایی را رد کرد و گفت: من نمی‌دانستم شوهرم قصد کشتن مهران را دارد و فکر می‌کردم برای اینکه مهران را تنبیه کند تا دوباره مزاحم من نشود می‌خواهد او را در باغ کتک بزند و موضوع را حل کند او به من نگفته ‌بود قصد قتل دارد.
بعد از پایان جلسه رسیدگی با توجه به اینکه متهم ردیف سوم آزاد بود و در جلسه حاضر نشده ‌بود ادامه رسیدگی به بعد موکول شد.
منبع:ازوبلاگ رزاق مامون و روزنامه شرق

خانه داری استرس می آورد

خانه داری استرس می آورد
برای جزییات بیشتر،لینگ زیررابازکنید
.http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/06/140529_u04_raz_online.shtml