۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

خودکشی دوعاشق درولایت دایکندی

خودکشی دوعاشق درولایت دایکندی برای ادامه مطلب لینگ ذیل را کلیک کنید
https://www.blogger.com/blogger.g?blogID=2459851806065712708#editor/target=post;postID=3130785828959030099

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۳, سه‌شنبه

نمایشگا ه عکس دربامیان

موسسه علمی فرهنگی ققنوس نمایشگاه عکس سومین دور فستیوال گپ جوان را با نمایش آثار کارآموزان دوره های آموزشی عکاسی برگزارمی کند. این نمایشگاه ازتاریخ 22 الی 29 ثور همه روزه ازساعت 8 صبح الی 4 بعد ازظهربه روی عموم بازاست. مکان : بازار بامیان، روبروی کوچه تایتانیک دفترمجتمع مدنی (مجما) دربامیان.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

هفدهمین سوال هفته واربرنامه خبرنگارشهروندی شبکه پیوندگاه


هفدهمین سوال هفته واربرنامه خبرنگارشهروندی پیوندگاه:

به نظر شما کمیسیون  شکایات انتخاباتی، چه اندازه در رسیدگی به شکایات انتخاباتی موفق بوده است؟

باتشکر، به نظرمن ازآنجایی که کمیسیون مستقل انتخابات یک کمیسیون یا یک نهادمستقل است ولی بدون غرایض سیاسی هم نیست،پس می توانیم بگوییم که تمام کارهای این کمیسیون نظربه سیاست روزپیش خواهد رفت ویا یک رقم ربط به سیاست می گیرد،این یک جریان سیاست روزاست ، چه مردم افغانستان بخواهند وجه نخواهند کمیسیون مستقل انتخابات ازاین بهترنمی تواندپاسخ گوی مردم افغانستان باشد.. این که کمیسیون شکایات انتخاباتی چه اندازه دررسیدگی به شکایات انتخاباتی موفق بوده است یا نه ؟ فکرمی کنم تمام کارهای کمیسیون شکایات انتخاباتی نه آنقدر موفق آمیزوشفاف بوده و نه آنقدری که هم یک چیزبه اصطلا ح سمبولیگ باشد. یعنی که بطورمصلحتی وگاهی هم به شکل قانونی به قضایا رسیدگی صورت گرفته باشد. درآخر می خواهم بگویم که وقتی که درخود پروسه انتخابات، یک سری کارهای سازماندهی شده صورت گرفته باشد که نتیجه انتخابات را زیرسوال ببرد، ازیک کمیسیون شکایات انتخاباتی که کمیسیونی است که زیردست این کمیسیون کارمیکند، نمی توان توقع آنچنانی راداشت.

تبدیل ویندوز

ویندوزکامپیوترم که ایکس پی بود رابه ویندوز سوون تبدیل کردند. این کارکه تقریبا یک روزتمام را دربرگرفت، ازصبح روزسه شنبه شروع و تا پایان روزسه شنبه باموفقیت پایان یافت.ولی تنها چیزی که کمی باعث ناراحتی ام شد، این بود که لیست خیلی ازوبلاگ ها و سایت هایی را که درلیست موردعلاقه ام ، ادد کرده بودم ، پاک شده اند. امروزبعدازتلاش خیلی زیاد بالاخره موفق شدم که زبان کامپیوترم را فارسی کنم که دراین جا بنویسم. دختر 13 ساله ای درولایت بغلان توسط پسرخاله ا ش که ملای یک مسجد وهم چنین استاد دریکی ازدانشگاه های خصوصی درکابل است،موردتجاوزقرار می گیرد، و گوش وبینی اش توسط خانواده دختربا کارد بریده می شود. برای جزییات بیشتر ، لینگ ذیل را بازکنید.http://www.razaqmamoon.blogspot.com/2014/04/blog-post_599.html

چوپان بچه

افغانستان و یک هفته اخیر
مصطفي يوسفي
----------------
1-تجاوز دو ملا امام مسجد بر دو دختر زیر سن قانونی
2-سیلاب در ولایات شمالی (جوزجان , فاریاب , سرپل )...
3-سیلاب در کابل
4-لعزش زمین در بدخشان
5- اقدام به تجاوز جنسی نماینده وزارت صحت عامه در ایتالیا که منجر به برکناری وی شد واین در حالی است که جلسه که قرار بود نماینده دولت در ان اشتراک کند بسیار ارزنده مهم بود که برنامه های 4 سال اینده افغانستان در انجا معرفی شود.
افغانستان غرق در مصیبت ها و قهر طبیعت اما مقامات بلند پایه دولتی غرق در زدو بند های انتخاباتی .
اما غمبار تر از همه حادثه لغزش زمین در بدخشان
ساعت 6 صبح بود چوپان بچه از خانه بیرون رفت تا گوسفندانش که همه دارایی مادی وی بود را به چراگاه ها ببرد و با گوسفندانش مستی کند و از طبیعت زیبای بدخشان لذت ببرد اما او چی میدانست که برمیگردد و نقشه منطقه خود را متفاوت میبیند که شاید هم فکر میکند راه را اشتباه گرفته و به جای دیگری امده در حالی این که همان مکان ابایی خودش است که توسط قهرطبیعت دگرگون شده . چوپان بچه راه را در پیش گرفت و با خود گفت که این جای که من امده ام نااشنا است و بدنبال کاشانه خود سرگردان قدم میزد و مشکوک بود که چطور میتواند راه را اشتباه گرفته باشه و حتی گوسفندان وی هم خود را در این منطقه راحت حس نمیکردند .
اما ناگهان متوجه تغییرات وارده بر منطقه شد که وی را وادار به تفکر کرد. به اطراف منطقه خیره شد و تپه ها را دید و دید و دید متوجه شد که چهار اطرافش مثل قبل نیست و همه چیز بر هم خورده و نا اکاه از این که در جای که ایستاده است هم تبدیل به قبر دسته جمعی فامیلش و اطرافیانش شده .
اهسته اهسته امد امد مردم به منطقه شروع شد که خیلی ها هم برای این پسر جالب و در ضمن حیران کننده بود اصلا نمیدانست که خوشحال باشد یا غمگین چون ریزش مردم ولسوالی کناری ارگو به این ولسوالی بی سابقه بود و این چوپان پسر به عجله خود را به کمک کنندگان رسانید و دلیل امدن انها را به ولسوالی شان جویا شد . اصلا کسی حرف برای گفتن به این پسر نداشت , زبان همه مردم بند افتاده بود و همه موضوعات را با چشمان پر از اشک بیان میکردند اصلا نمیدانستند چه کاری کنند دست و پاچه بود همه مردم و تنها کاری که از دست خالی شان بر می امد همان گریه و ناله و فغان بود که میزدند .
چوپان بچه موضوع را تا حدی درک کرد و شروع به کندن زمین با دستان خود کرد تا .................................................
اما کاری بود نا ممکن .
مردم منطقه باوجودیکه کاری از دست شان بر نمی امد باز هم تلاش داشتند تا حد اقل کسانیکه در چار اطراف خانه های شان از این قهر طبیعت در امان مانده را از منطقه بیروم بکشند که ناگهان حادثه تکرار شد و برای باز دوم زمین لغزید و اثر از چوپان بچه هم باقی نماند ...


taken from facebook

مصروفیت های بیش ازحد

درتقریبا سه هفته پیش تا حال، به علت مصروفیت های بیش ازحدم نتوانستم چیزهای زیادی دراین جا بنویسم. ازاین بابت راضی نیستم، می خواستم چیزهایی بنویسم ولی حالا که چشمم به ساعت کامپیوترم افتاد، وقت رفتن به دانشگاه شد. درفرصت های آینده کوشش خواهم کرد زیادتربنویسم.

موضوع برنامه: تشناب های شهر

همین الان ازطریق رادیوی پیوند،مهمانی وجود دارد که دارد به سوالات مجری رادیو،جواب می دهد، موضوع برنامه ،اوضاع تشناب ها، دربازاربامیان است، خوشم آمد ، به نظرمن ازشنیدن آهنگ های مزخرف وتکراری ، حتی برسرتشناب وبهداشت شهر،بحث کردن، بهتراست.