۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه

مرگ نلسون ماندلا


نلسون ماندلا ،ریس جمهور پیشین آفریقای جنوبی درگذشت.نلسون ماندلا که  رهبرجنیش ضدآپارتاید(مبارزه با تبعیض نژادی) و برنده صلح نوبل بود درروزپنج شنبه درسن 95 سالگی درآفریقای جنوبی بدرودحیات گفت.ماندلا اولین رئیس جمهوری سیاه پوست آفریقای جنوبی بود که به مدت ۵ سال این سمت را بر عهده داشت و بسیاری او را پدر آفریقای جنوبی می‌دانند.اومدت 27 سال را درزندان سپری کردوبعد ازرهایی اززندان با فعالیت هاییش توانست به پست ریاست جمهوری برسد. قراراست که جسد وی به طرزباشکوهی درروزهای آینده ،تدفین شود. که دولت آفریقای جنوبی درحال برگزاری این مراسم می باشد.ازخداوند بزرگ می خواهم روح اورا آرام نگه دارد و گناهانش را ببخشد.، و ای کاش ما هم مثل نلسون ماندلا ویا گاندی یکی می داشتیم که بربدن تکه تکه و زخمی وطنمان، مرهمی می آورد و فردای آینده به او افتخارمیکردیم.  کاش یکی می بود،مرد می بود

امتحان کانکوردربامیان

دراین روزها هزاران دختر وپسر فارغین صنف دوازده ازمکاتب سرتاسر ولایت بامیان به شهربامیان آمده اند ، تا امتحان کانکورسال 1392 راسپری نمایند. که ما هم پذیرای پنج شش نفری ازاین طیف، درخانه مان هستیم. روزجمعه که کارت  ورود به صحنه امتحان را میدادند، به داننشگاه قدیمی بامیان به همرای مهمانها رفتم. ازآنجا مارابه دانشگاه بالا یا جدید که فاصله زیادی با دانشگاه قدیم دارد،راهنمایی کردند، رفتیم . صحن دانشگاه زیادتربه بازارمندوی شهرمزارشریف که هرچیز درآنجا پیدامی شود و ازشلوغی خاصی برخوردار است ، می ماند. شاگردان ازهرکجا بالهجه های متفاوت ،لباس ها ی متفاوت ، قیافه های متفاوت ولی بشاش و امیدوار وهم چنین همکاری خوب استادان دانشگاه بامیان را به خوبی می توان دید و به فردای این مردم ،امیدوارشد.تعداد داوطلبین را آن طوری که من تخمین زدم شاید چیزی بالاتراز 4000 نفرباشد.مردمان زیادی ازاین فرصت به نفع شخصی شان استفاده می  کنند. مثلا بعضی ها با موترهای شخصی شان ،مسافرکشی میکنند. کاروبار هوتل ها ومسافرخانه ها ،که بسان همه سال دراین طورروزها بسی داغ داغ است. صف های نانوایی ها ، طویل شده اند.و سرک ها و جاده ها ازشلوغی خاصی برخورداراست.گفته می توانم که با آمدن این مهمانان به شهر کوچک بامیان ،مثل این است که درشهرکابل درآستانه روزهای برگزاری لویه جرگه عنعنوی باشی. امتحان کانکورقراراست امروز یک شنبه 8 دسامبر 2013 درپنج موقعیت ،دانشگاه قدیم ،دانشگاه جدید ، لیسه ذکورمرکزبامیان ،لیسه دخترانه سیدآبادو دارالمعلمین بامیان برگزارشود. شاگردان که این همه مصرف  پول و مشقت رنج وسفر را به جان می خرند و خودرا دراین  هوای سرد،مسافرمیکنند، امیدوارم که بتوانند ازاین فرصت پیش آمده به بهترین وجه ممکنه استفاده کنند و آینده خوبی را برای خودو مردمش،رقم بزنند.و به تحصیلا ت عالی دلخواه شان ،راه پیدا کنند . تاباشد که ازاین طریق هم به خود هم به هموطنان عزیزخود ،مظهرخدمت واقع شوند. آمین.

۱۳۹۲ آذر ۱۲, سه‌شنبه

هزاره جات وبهترین امنیت

دیروزمسول دفترما بعد  ازسفرتقریبا یک هفته ای بازگشت. او وهمکارخانمش اهل آمریکاهستند. او با آن زن خارجی و یکی ازکارمندان داخلی و یک دریورو یک موتر، ازیک هفته قبل جهت یک سروی آماری به ولایت دایکندی رفته بودندکه مع الخیر به دفتربازگشتند. بسی خوشحالم که آنهابعد ازختم کارشان به خوبی و خوشی پس آمدند. راستش کمی نگران بودم که نکند که خدای ناکرده یکی پید ا شود که بخواهد آنها را اختطاف کند ویاتهدیدشان کند. نگران به خاطراین نبودم که آنها ازمسولین دفترمان است و یا ریسم است نه . بلکه به این خاطر،که آنها شاید درآینده های نزدیک اقدام به احداث دفتر ساحوی درولایت متذکره کنند. مثلا اگرکسی پید ا می شد که با آنها مخالفت می کردو یا آنها را نظیراختطافی چیزی می کرد، معلوم است که آنها هم ازبازکردن دفتربه آنجا،صرف نظرمی کردند و این مردم بدبخت آنجا بودند که بزگترین ضربه رابازمی خوردند. مثال واضحی که می توانم برای شما بدهم ،ولسوالی کهمرد ولایت بامیان است که گهگاهی یکی پیداشده و راه را برمسافرانی که به طرف مزار می رفتند ،گرفته و مال ومنال ناچیزی را یه یغما برده و حالا نام تما م این  ولسوالی بدشده ،طوریکه هیچ دفترو یا ارگانی حاضر نیست به آن ولسوالی رفته و فعالیت داشته باشند. که این خود بزرگترین ضربه به این مردم است . ازاین بابت ازمردم خود خوشحالم که اگر این مردم  فقیرهستند، ویا اگردورافتاده هستند ، ولی بزرگترین و بهترین نعمت که همانا امنیت هست دراین منطقه به بهترین شکلش ،وجوددارد.فرض کنیم که اگر این امنیت هم دراین منطقه نباشد ،این همه دفاترخارجی و داخلی که مشغول خدمت به مردم هستند، وجودنمی داشت و چه بسیا رمردمی که درپست های مختلف اعم ازکارمند بالا رتبه گرفته یا کلینروگاردودریوردراین دفاترمصروف کارهستند وامرارمعاش میکنند. یک ولایت درجه سه وقتی که ازنظردولت تقریبا فراموش شده است، این کمک های هرچند شایدهم کم دفاتربین المللی، برای مردم تاثیربه سزایی دارد.

گزارش بی بی سی و خبری ازسوریه

دیشب به گزارشی که ازرادیو بی بی سی، توسط ببرک احساس ،تهیه شده بود ،گوش میدادم. درباره کشته شدن شیعیان درپاکستان و علل وعلتهای آن بود .  دربخشی ازگزارش مصاحبه هایی با خانواده های شیعه ای که عضوی ازخانواده شان را دراین خشونت ها ازدست داده بودند، شده بود که درجایی مادری که چهارفرزندجوانش را درهمین دسته ازحملات ازدست داده بود، باحالتی گریان گفت من چهارفرزندجوانم را ازدست داده ام و قتی که انفجارشدو آنجا رفتم با جنازه های بچه های خودروبروشدم وفقط آنهارا توانستم ببوسم. وحالاهم که بچه های ما وقتی که به سن هشت یا ده ساله می رسند ازما می پرسند پس ما چی وقت کشته می شویم و هم چنین می پرسند که آنها چرامارا میکشند؟هرلحظه باترس و واهمه منتظرکشته شدن هستند. و دربخش تقریبا آخرهمین مصاحبه ،مصاحبه ای با یکی ازفرماندهان و یا رهبران فرقه های تندروبه اصطلاح اسلامی شده بود که همین شخص میگفت. ما بامردم شیعه درپاکستان کاری نداریم آنها هم باشنده گان پاکستان هستند و می توانند آزادانه زندگی کنند.اما به شرط این که آنها خود را مسلمان نگویند . وقتی که آنها خودرا مسلمان می گویند ما هم آنها رامی کشیم. وامروز علی الرغم کنجکاوی سری به گوگل و ازآن هم خبرهایی ازجنگهای سوریه به این مطلب برخوردم.و به کلی ازمسلمان بودنم به گفتی کابلی ها،سیاه شد.این چه مسلمانی است که ماداریم.سالها جنگ بی پایان درفلسطین، بیش ازسی سال جننگ درافغانستان، جنگهای فرقه ای درپاکستان که دراین اواخربرشدت آن افزوده شده است. و بهار عربی که شدیدترین وضع آن رادرسوریه می توانیم ببینیم. درخبرپایین گفته شده است که درکنارمخالفان سوریه ازبیش از80 ملیت خارجی حضوردارند ومی جنگند. ازهمین افغانستان یک گروه به حمایت ازبشاراسد و گروه ویا حزبی دیگربه حمایت ازمخالفان ،سربازمی فرستند که به نقل ازآقا وخانم خبرنگاری که به تازگی ازسوریه موفق شدند فرارکنند، درهردوسوی خط جنگ درسوریه ،سربازان افغان دیده می شوند.
خانه ای که زمانی درآن آسایشی داشتند




به گزارش نما؛ به نقل از پايگاه اينترنتي اشرف نيوز، بر اساس گزارش‌ها از آغاز بحران در سوريه 6113 تبعه خارجي با 80 مليت مختلف  در سوريه در کنار مخالفان سوريه  با نظام حاکم در اين کشور جنگيده و به هلاکت رسیده‌اند. 

۱۳۹۲ آذر ۱۰, یکشنبه

اولین برف دربامیان

برف سفید، امروز چهره بامیان را زیبا ترازپیش کرد. بارش برف که ازپاسی ازشب گذشته ادامه داشت، تا حال هم به صورت خفیف ادامه دارد. ضخامت این برف تا این دم تقریبا به 10 سانتی متر می رسد. من مانده بودم که چگونه خود را به دفتربرسانم . من و همکارم که تقریبا هرد و تنبل هستیم مخصوصا دراین طورروزهای برفی ، به یکی ازهمکاران دیگرکه موترشخصی دارد ،زنگ زدیم و با او هماهنگی کرده و خودرا اندرون موتربدون چین (زنجیرچرخ) یافتیم. این گونه شد که حالا دردفترمقیم هستیم. ازآنجاییکه تازه صاحب خانه شدیم ، خانم جان امر فرمودند که امروزیک پارو بخر.چراکه زمستان بامیان تقریبا زیاد برف می زند بخاطرپارو، درب خانه کدام همسایه را هرروز بزنیم ؟ که بنده هم با جان ودل قبول کردیم..

مسابقه دوش دربامیان

مسابقه دوش دربامیان برگزارشد. دراین مسابقه دوش که به مناسبت روزصحت درروزجمعه برگزارشده بود تعداد زیادی ازپسران جوان و نوجوان بامیانی ،اشتراک کرده بودند. آنها ازاول میدان هوایی بامیان الی  بت های عظیم بامیان دویدند. وبه نفرات اول تا سوم جایزه داده شد. این مسابقه ازطرف دفترآغاخان دربامیان تهیه وترتیب شده بود. این هم عکسی که ازفیس بوک نصیبمان شد.

نقش جوانان درپروسه انتخابات

روزجمعه گذشته درمحفلی که درهوتل کاروان سرای بامیان ،برگزارشده بود ،رفتم. داکترذاکرحسین ارشاد ، استاد دردانشگاه ابن سینا درکابل و تحلیلگر سیاسی و داکترعبدالکریم سروش ، استاد دانشگاه افغان آمریکان درکابل و امیرفولادی هیتت سه نفری بودن که ازکابل آمده بودند . محفل که درآن تقریبا صد و پنجاه نفر ازمحصلین  وفعالان جامعه مدنی بامیان،اشتراک داشتند، ساعت 02:45 بعد ازظهرشروع شد.ابتدا استاد ذاکرحسین ارشاد و بعدا استاد عبدالکریم سروش سخنرانی خود را که موضوع آن نقش محصلین و جوانان درپروسه انتخابات بود، ایراد کردند.وقت زیاد ندارم که با تمام جزیاتش برای شما بگویم ولی همین قدر میگویم که آنها تقریبا حمایت صدفیصدی خود را ازکاندیداتوری جناب محترم زلمی رسول که معاون ایشان محترم خانم حبیبه سرابی والی اسبق بامیان هستند ، اعلان کردند و خطاب به محصلین هم گفتند که شما هم فکرتان را بکنید وعاقلانه رای بدهید. آنها بیشتر روی سهم گیری هر چه بیشتر محصلین و جوانان و تغییر درپروسه انتخابات را توسط این دوقشر ،را شعاراساسی خود درست کرده بودند.فردا انشاءالله با جزیبات بیشتر به ادامه بحث خواهم پرداخت........