۱۳۹۲ شهریور ۱۳, چهارشنبه

نقذوبررسی فیلم

دیروزچهارمین جلسه نقدوبررسی نمایش فیلم دربامیان برگزارشد.این محفل که توسط موسسه علمی فرهنگی ققنوس تدارک شده بود به نمایش نقد فیلم 16 فیلم کوتاه داستانی ومستند که توسط کارآموزان دوره کوتاه آموزش فیلمبرداری که چندی پیش توسط موسسه ققنوس برگزارشده بود،پرداخت. دراین محفل بعدازنمایش هرفیلم نقدوبررسی هایی توسط خانم داکترصحراکریمی صورت می گرفت.دراین محفل یک فیلم کوتاه داستانی ویک فیلم مستندتحت نام(بایسکیل من درشهربودا) که توسط محصلین جوان آقای عبدالطیف،محصل سال چهارم دانشگاه بامیان ومحترم خانم عارفه اکبری محصل سال دوم دانشگاه بامیان ساخته شده بود به نمایش گذاشته شد.فیلم بعدی تحت نام (کارمن تفریح من )و یک مستنددیگر،تهیه شده توسط محترمان علی سروش وخانم زینب بخشی کارآموزان جوان به نمایش گذاشته و بعدآ نقدشد که مورد استقبال زیادی ازطرف حاضرین درتالارقرارگرفت.فیلم داستانی بعدی که توسط محمدعلی شیداوعبدالرحمان روستاتهیه شده بود به نمایش گذاشته شدو به دنبال آن مستندی ازهمین هنرمندان هم نشان داده شد.این فیلم های کوتاه تقریبآ 8 دقیقه ای ابتدا به نمایش گذاشته می شد،سپس توسط خانم صحراکریمی به نقدوبررسی گرفته می شد.نسبت کمبود وقت،خانم صحراکریمی موفق به دیدن همه فیلمها نشدند و ایشان قول دادند بعد ازبازگشت ازکابل به نقد وبررسی دیگرفیلم های باقی مانده،بپردازد. کارآموزان جوان به نقدوبررسی اولین فیلم ساخته وپرداخته خودشان که بیشترآنان توسط موبایل فیلمبرداری شده بود،به دقت گوش میدادند وخوشحال بودند ازاین که خانم صحراکریمی فیلم آنهارانقدمی کند.هم چنین خانم داکترصحراکریمی درآخربرای این کارآموزان جوان قول دادند که درآینده نزدیک ورکشاپ آموزشی را به همین منظوربرای آنها تدارک ببیندوهم چنین ایشان وعده نمودند که یک فیلم کوتاه ویک مستند ساخته خودشان را برای این کارآموزان به نمایش بگذارد. خانم داکترصحراکریمی تحصیلات خودرا تامقطع دکترادررشته فیلم سازی وفیلم نامه نویسی ازکشورجمهوری چک به دست آورده است.

چهارمین جلسه نقد نمایش ازققنوس

موسسه علمی فرهنگی ققنوس،چهارمین جلسه نقدنمایش فیلم رابانمایش 16 اثرکوتاه (8 داستانی و 8 فیلم مستند ) ازکارآموزان دوره کوتاه آموزش فیلمبرداری این موسسه رابرگزارمیکند. زمان: امروزچهارشنبه 13 سنبله برابر 04 سپتامبر . مکان: شهربامیان روبه روی مجسمه بزرگ بودا و ریاست شهرداری ولایت بامیان،هوتل کاروانسرا . ورود برای عموم آزاد است....

۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

روزهای شلوغ وپلوغ

به علت  نزدیک شدن به آخرسال مالی ، دراین روزها خیلی سرم شلوغ هست و رگویست یا درخواست های زیادی می آید که باید انجام بدهم. به خاطرهمین کارها است که وقت زیادی ندارم . دعا کنید که ازاین شلوغی بخیرخلاص شوم و بازما وشما هستیم .....

دکوه ماندی؟؟؟

باشروع صبح ،تمام کارهایم را طوری برنامه ریزی می کنم که بتوانم راس ساعت 12 ظهر فیس بوک بازی کنم. ولی بخاطریکه بعضی ازکارهایم به دیگرهمکاران،ربط دارد، سروقت نمی توانم حاضرشوم.و تقریبآ همیشه دیر میرسم .برایم خیلی سخت است که ازسویی برای کسی نمی توانی بگویی که مثلآساعت 12 کارداری تاکمی عجله کند و ازسویی دیگر باید  معطل کردن هایش را هم تحمل کنی.قابل ذکراست که فیس بوک ما هرروزازساعت 12 تا 1 بعد ازظهر بازاست . و نان چاشت هم راس ساعت 12:30 ظهر آماده می شود و باید وباید برویم نان بخوریم واگرده دقیقه دیرتر رفتیم،دیگرازنان مان خبری نیست و باید تا ساعت 8 شب گرسنه بروی و درخانه هم اگرکمی زیادترطلب کنید،خانم با لهنی تند خواهد گفت که مردکه مگم دکوه ماندی ؟ دیگه نیسته وی !!!!! من مانده ام که بین فیس بوک و نان جاشت ،کدام را انتخاب کنم.......اگریکی را بگیرم،آن یکی ازدستم می رود ......

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

بازخودیدم !!

باز خَو دیدم

باز خَـو دیدم که لُنگی قیمتش بالا شده‌       صابون و پَـل گشته ارزان، ریش‌ها ایلا شده‌
باز موها پلته‌ی اِشتوب و بر شانه کشال     چشم‌های سرخ و پر سرمه چه بی پروا شده‌
هر کسی از کنج لب نصوار گنده تُف کند   زیر توشک، کنج خانه، جای تُف هرجا شده‌
یک پکه نصوار تا بلخ و بخارا می بره       اینطرف دهلی و آب گرم، باز از ما شده‌
شرق، راولپندی و از غرب تا نصف جهان/می‌دَوَن شیرا، که جولانگاه عجب برپا شده‌
این خیال زورچرب ازدست نصواراس رفیق   ورنه این خاک غریبت، بارهاسودا شده
کار و بار چادری سازان عجب پر رونقه         باز چشمی از پسِ آن گیج از فردا شده‌
شپ شپِ چپلَی، صدای شق شقِ شلاق و زور   تق تقِ پا را کده گُم،  شار از مردا شده
لیک می‌فاموم که بازَم زن حکومت می‌کنه         حاکم پیشانه ترشِ دیگ و گیلاسا شده
صبح رفتم خواب خود گفتم به آن تعبیرگر     گفت: "تعبیرش بد اس، آشفته‌ی فردا شده
شاه استفراغ خواهدکرد طالب رابه ارگ /صبح می خیزی که کوچه غرق خون ما شده

نمی دانم این شعرازکجا به گیرمان آمد،گفتیم باشمادرجریان بگذاریم البته بااجازه شاعرگرامی!!

قیرریزی سرک قوماندانی

بخش اول کارقیرریزی سرک ازقوماندانی امنیه ولایت بامیان الی دوراهی (گولایی)میدان هوایی داخل شهربامیان خاتمه یافت . و امیدوار هستم که مرحله دوم قیرریزی این سرک هم به زودی خاتمه یابد. ساخت این سرک که مدتهابه دلیل ماسترپلان شهری بامیان و یک سری جنجالهایی که بین مردم قریه گاوکش و مقامات شهرداری به تاخیرافتاده بود،چهره بامیان را زیباترساخته است.این سرک باعرض زیاد و جوی هایی که دردوطرف جاده به خاطرگذشتن آب درست کرده اند،به طرززیبایی ساخته شده است. یکی ازخصوصیات خوبی که باساخت این سرک نصیب مردم شد،این است که دختران دانش آموزمکتبی زیادی که ازساحات مختلف بامیان ازپهلوی این سرک به طرف مکاتب خودمی رفتند،به علت سرعت زیاد خودروها وموترها،مخصوصآ موترهای رینجرپولیس،مجبوربودند روزانه گردوخاک زیادی راتنفس کنند و به مکاتب خود بروند و همین طوربالعکس به طرف خانه های شان،ازاین بابت خیالشان راحت شدند ولی اگراین رینجرهای پولیس باسرعت سرسام آورشان ،کدام حادثه بدترازاین را نیافرینند که آن وقت دعا کنی کاش این سرک به حالت اولش می بود،تاموترهانتوانند که اینگونه بی پروابرانندوباعث حادثه شوند.....

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

نان روغنی بایک پیاله شیرداغ

نان روغنی بازاری که صبح ازنانوایی سرراهم خریدم  با یک پیاله شیرداغ،واقعآ چه مزه ای دارد. مخصوصآدراین وقت صبح که اشتهایت برای این کارخوب آماده است و تقریبا سه چهارتایی ازوبلاگ های دوستان هم پیش رویت بازهستند. یک لقمه نان میخوری و بعدش قلوبی ازشیرو دوباره به خواندن ادامه می دهی. و آخرهم وقتی که سیرمی شوی  دیگر تقریبآ تمام خواندنی هاراخوانده ای . حالا نوبت آستین بالا زدن هست که تمام کارهارا به انجام برسانی و یک روزکاری دیگرراباموفقیت به پایان برسانی وفردا هم روزاز نو ،روزی ازنو !!!!!!! این گونه ا ست صبح های دوست داشتنی من ...