عصر همبستگی باهندوها وسیک های افغانستان!!!!شنبه گذشته مردم صلح دوست بامیان طی یک گردهم آیی ازهندوها وسیک های افغانستان مراتب همدردی وحمایت خویش راازآنان اعلان کردند. دراین گردهم آیی که صدها تن ازمردم شریف و فعالین مدنی بامیان جمع شده بودندازدولت جمهوری اسلامی افغانستان خواهان بازگرداندن کرسی آنهادرمجلس شورای ملی شدند و هم چنین خواهان آزادی درامورمذهبی آنان شدند. من به نوبه خودم ازتمام اشتراک کننده گان این مراسم قدردانی میکنم.
۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سهشنبه
۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه
نمایشگاه نقاشی و طراحی
قابل توجه بامیانی های عزیز: موسسه فرهنگی هنری ققنوس وگروه هنری تاشه برگزارمی کنند.نمایشگاه طراحی ونقاشی الغوچ با آثاری ازمحترمان اورنا تاشه،امین تاشه،ومحسن تاشه، افتتاح ازروزشنبه 26 اسد سال روان . محل بازدید هونل کاروان سرای روبروی بودا شهربامیان. زمان همه روزه تا روزشنبه آینده.
۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه
کنسرت بزرگ دربامیان
به مناسبت روز بین المللی جوانان،
کنسرت بزرگ موسیقی با نام "باهمی و همدلی جوانان"، با اشتراک هزاران
جوان در پای مجسمه بزرگ صلصال در مرکز بامیان برگزار شد.
این کنسرت بزرگ موسیقی که طی چند سال گذشته در بامیان بی سابقه خوانده شده، از سوی دفتر معاونت سازمان ملل (یوناما) و نهادی موسوم به اورنج میدیا با همکاری ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان برگزار شده است.
در این کنسرت که پس از چاشت روز گذشته آغاز و تا ساعات ده شب ادامه داشت، در کنار مردان، شمار زیادی از زنان و دختران نیز اشترک کرده بودند.
این کنسرت بزرگ موسیقی که طی چند سال گذشته در بامیان بی سابقه خوانده شده، از سوی دفتر معاونت سازمان ملل (یوناما) و نهادی موسوم به اورنج میدیا با همکاری ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان برگزار شده است.
در این کنسرت که پس از چاشت روز گذشته آغاز و تا ساعات ده شب ادامه داشت، در کنار مردان، شمار زیادی از زنان و دختران نیز اشترک کرده بودند.
فرید
رستگار، وحید قاسمی، رضا رضایی، آریانا سعید، گروه موسیقی مورچه ها و چند تن از
آوازخوانان محلی، هنرمندانی بودند که در میان شور و شوق مردم بامیان، به اجرای
آهنگ پرداختند.
فرید رستگار، وحید قاسمی، رضا رضایی، آریانا سعید، گروه موسیقی مورچه ها و چند تن از آوازخوانان محلی، هنرمندانی بودند که در میان شور و شوق مردم بامیان، به اجرای آهنگ پرداختند.
کبیر دادرس رئیس اطلاعات و فرهنگ بامیان، هدف از برگزاری این کنسرت موسیقی را معرفی جاذبه های توریستی و توسعه توریزم در این ولایت خوانده است.
آقای دادرس گفت: "برگزاری چنین جشنواره ها سبب افزایش آمار توریستان بازدید کننده از این ولایت می شود".
او تاکید کرد که ما می خواهیم با برگزاری چنین محافلی برای آوردن" صلح و زندگی مسالمت آمیز" در افغانستان تلاش کنیم.
در همین حال شماری از جوانان بامیان برگزاری کنسرت موسیقی با همی و همدلی جوانان در این ولایت را برای تقویه روحیه هم پذیری در افغانستان موثر خوانده اند.
رضا حمیدی، جوان بامیانی به خبرگزاری بخدی گفت که برگزاری چنین کنسرت ها، باعث می شود که مردم از نقاط دیگر کشور، با فرهنگ های متفاوت و از اقوام مختلف، به بامیان بیایند و در فضای امن، با برادری و صمیمیت در کنارهم لحظه ای را شاد باشند.
او افزود که امروز بسیار خوشحال است که لبخند را بر لبان مردمی که سالها درد و رنج کشیده اند، می بیند.
صدای موسیقی بجای صدای انتحار
از سوی دیگر فرید رستگار هنرمند مشهور افغانستان و از برگزار کنندگان این کنسرت موسیقی در بامیان گفته است که ما خواستیم تا از بامیان فریاد صلح و صمیمیت سردهیم تا پس از این صدای موسیقی جانشین صدای انتحار شود.
وحید قاسمی هنرمند دیگر افغان که در این جشنواره اشتراک داشت نیز می گوید که آنها با برگزاری چنین کنسرت هایی، در تلاش تشویق جوانان و رشد موسیقی محلی هزارگی هستند.
مخالفت علمای دینی و واکنش جوانان
کنسرت موسیقی با همی و همدلی جوانان در بامیان در حالی برگزار شد که ساعاتی قبل از آغاز آن، شماری ازعلمای دینی در بامیان، در چوک الیکین مرکز این ولایت تجمع کرده و با صدور قطعنامه ای، برگزاری این کنسرت را خلاف اصول و دستورات اسلامی خواندند.
آنان از باشندگان بامیان خواسته بودند تا از اشتراک در این کنسرت خودداری کنند.
برخی از این آنها در شبکه های اجتماعی هشدار داده بودند که در صورت برگزاری کنسرت، احتمال به خشونت کشانیده شدن کنسرت دور از امکان نیست.
فرید رستگار، وحید قاسمی، رضا رضایی، آریانا سعید، گروه موسیقی مورچه ها و چند تن از آوازخوانان محلی، هنرمندانی بودند که در میان شور و شوق مردم بامیان، به اجرای آهنگ پرداختند.
کبیر دادرس رئیس اطلاعات و فرهنگ بامیان، هدف از برگزاری این کنسرت موسیقی را معرفی جاذبه های توریستی و توسعه توریزم در این ولایت خوانده است.
آقای دادرس گفت: "برگزاری چنین جشنواره ها سبب افزایش آمار توریستان بازدید کننده از این ولایت می شود".
او تاکید کرد که ما می خواهیم با برگزاری چنین محافلی برای آوردن" صلح و زندگی مسالمت آمیز" در افغانستان تلاش کنیم.
در همین حال شماری از جوانان بامیان برگزاری کنسرت موسیقی با همی و همدلی جوانان در این ولایت را برای تقویه روحیه هم پذیری در افغانستان موثر خوانده اند.
رضا حمیدی، جوان بامیانی به خبرگزاری بخدی گفت که برگزاری چنین کنسرت ها، باعث می شود که مردم از نقاط دیگر کشور، با فرهنگ های متفاوت و از اقوام مختلف، به بامیان بیایند و در فضای امن، با برادری و صمیمیت در کنارهم لحظه ای را شاد باشند.
او افزود که امروز بسیار خوشحال است که لبخند را بر لبان مردمی که سالها درد و رنج کشیده اند، می بیند.
صدای موسیقی بجای صدای انتحار
از سوی دیگر فرید رستگار هنرمند مشهور افغانستان و از برگزار کنندگان این کنسرت موسیقی در بامیان گفته است که ما خواستیم تا از بامیان فریاد صلح و صمیمیت سردهیم تا پس از این صدای موسیقی جانشین صدای انتحار شود.
وحید قاسمی هنرمند دیگر افغان که در این جشنواره اشتراک داشت نیز می گوید که آنها با برگزاری چنین کنسرت هایی، در تلاش تشویق جوانان و رشد موسیقی محلی هزارگی هستند.
مخالفت علمای دینی و واکنش جوانان
کنسرت موسیقی با همی و همدلی جوانان در بامیان در حالی برگزار شد که ساعاتی قبل از آغاز آن، شماری ازعلمای دینی در بامیان، در چوک الیکین مرکز این ولایت تجمع کرده و با صدور قطعنامه ای، برگزاری این کنسرت را خلاف اصول و دستورات اسلامی خواندند.
آنان از باشندگان بامیان خواسته بودند تا از اشتراک در این کنسرت خودداری کنند.
برخی از این آنها در شبکه های اجتماعی هشدار داده بودند که در صورت برگزاری کنسرت، احتمال به خشونت کشانیده شدن کنسرت دور از امکان نیست.
شماری از جوانان بامیان برگزاری کنسرت
موسیقی با همی و همدلی جوانان در این ولایت را برای تقویه روحیه هم پذیری در
افغانستان موثر خوانده اند.
طی چند سال گذشته، این اولین بار است که علمای دینی بامیان نسبت به برگزاری کنسرت موسیقی در این ولایت، اعتراض کرده اند.
از پنج سال به این سو، همه ساله در فصل تابستان جشنواره های فرهنگی "راه ابریشم" که موسیقی و بازی های محلی نیز شامل آن است در بامیان برگزار می شود.
علمای دینی تا کنون نسبت به برگزاری این جشنواره ها اعتراض نکرده بودند.
با این حال شماری از جوانان بامیان نسبت به این اقدام علمای دینی، واکنش نشان داده و شاد بودن و شاد زیستن را حق خویش خوانده اند.
آنان در شبکه های اجتماعی گفته اند که مردم دیگر فریب" لنگی و چپن" را نمی خورند.
به گفته آنان؛ این اقدام علمای دینی، شبیه به افکار تندروانه گلبدین حکمتیار است که در پیام عیدی او انعکاس یافته است
طی چند سال گذشته، این اولین بار است که علمای دینی بامیان نسبت به برگزاری کنسرت موسیقی در این ولایت، اعتراض کرده اند.
از پنج سال به این سو، همه ساله در فصل تابستان جشنواره های فرهنگی "راه ابریشم" که موسیقی و بازی های محلی نیز شامل آن است در بامیان برگزار می شود.
علمای دینی تا کنون نسبت به برگزاری این جشنواره ها اعتراض نکرده بودند.
با این حال شماری از جوانان بامیان نسبت به این اقدام علمای دینی، واکنش نشان داده و شاد بودن و شاد زیستن را حق خویش خوانده اند.
آنان در شبکه های اجتماعی گفته اند که مردم دیگر فریب" لنگی و چپن" را نمی خورند.
به گفته آنان؛ این اقدام علمای دینی، شبیه به افکار تندروانه گلبدین حکمتیار است که در پیام عیدی او انعکاس یافته است
برگرفته ازسایت بخدی نیوز
![]() |
| اشتراک زنان،چشمگیربود |
![]() |
| وحید قاسمی هم آهنگ خوبی اجراکرد |
۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه
کنسرت بزرگ دربامیان برگزارمی شود
امروزپنج شنبه 15 اگوست سال 2013 قراراست کنسرت بزرگی دربامیان با اشتراک تنی چندازهنرمندان افغانی درپیش روی بت بزرگ بودا برگزارشود. گفته می شود که دراین کنسرت آریاناسعید ،شهلازلاند،و تعدادی ازهنرمندان دیگرهم ،برنامه های خودرابه اجرا خواهندگذاشت. قابل یادآوری است که تیم های ورزشی هم دراین کنسرت بزرگ برنامه هایی را داشته باشند. دراین چندروزحال وهوای شهربامیان به کلی دگرگون شده است. مسافرین زیادی آمد ه اند. هرگوشه موترهای شخصی ای را می بینی که خانواده ها ازراه های دور عازم این شهرشده اند .این مسافرین ازشهرهای قندهار،هرات ،کابل ودیگرشهرها ی وطن ما هستند. بعضی ازآنها نسبت این که نتوانستند درمسافرخانه وهتل های شهرجایی برای بودوباش پیداکنند، گوشه ای اطراق کرده اند بالای پیک نیکی مشغول پختن غذایی برای خودشان هستند . بادیدن این صحنه به یاد سه ماه تعطیلی درمشهد افتاد م که زایرین زیادی ازهرگوشه وکنارجهان به زیارت امام رضا (ع) می آمدند. کاشکی درافغانستان صلح دایمی برقرارشود که ماوشما هرروزپذیرای هزاران هم وطن خوددربامیان و دیگرشهرهای وطنمان باشیم تا این گونه مردم برادروار و بدورازکینه وتعصب های قومی درکنارهم باشند و درهرگونه خوشی یگدیگر،شریک باشیم. آمین.
17 اسد 77
امروز 23 اسد سال 1392 است . 17 اسد سال 1377 بود که طالبان درمزارشریف دست به کشتارهزاران تن ازمردم بی دفاع و بی گناه زدند.طالبان به محض ورود به مزارشریف درهرکوچه وخیابان به خانه های مرم بی دفاع و بی گناه رفتند و مردان ،زنان،اطفال معصوم،و پیرمردان رابه آتش رگباربستند.گفته می شود که دراین فاجعه نزدیک به 8000 نفر جام شهادت نوشیدند. من به عنوان شاهد این دوره تلخ ،این عمل وحشیانه طالبان را تقبیح میکنم و به روح آن شهدای بزرگ و بیگناه صلوات می فرستم.دلم می خواهد بیشتر بنویسم ولی نمی دانم ازکجاشروع کنم. و به کجا ختم کنم. به یاد آهنگی ازداریوش افتادم که میگه :
چشم من بیامنو یاری کن/ گونه هامون خشکیده شد،کاری کن غیرگریه مگه کاری میشه کرد؟ کاری ازمانمیاد،زاری بکن
اون که رفته،دیگه هیچ وقتت نمیاد،تاقیامت دل من گریه می خواد هرچی دریا ،روزمین داره خدا،باتموم ابرهای آسمونا
کاشکی مینداخت همه را به چشم من، تا چشام به حال من گریه کنن.
قصه گذشته های خوب من،خیلی زودمثل یک خواب تموم شدن، حالابایدسرروزانوبزاریم، تاقیامت اشک حسرت بباریم
دل هیچ کس مثل من غم نداره، مثل من غریب وماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه،چرا چشمام اشکشون ،کم میاره
خورشید روشن مارودزدیدند، زیراون ابرهای سنگین کشیدند همه جا رنگ سیاه ماتمه ،فرصت موندمون خیلی کمه
سرنوشت ،چشاش کوره نمی بینه ،زخم خنجرش می مونه تو سینه لب ها بسته،سینه غرق خون، قصه موندن آدم همینه
اون که رفته ،دیگه هیچ وقتت نمیاد تاقیامت دل من گریه می خواد
چشم من بیامنو یاری کن/ گونه هامون خشکیده شد،کاری کن غیرگریه مگه کاری میشه کرد؟ کاری ازمانمیاد،زاری بکن
اون که رفته،دیگه هیچ وقتت نمیاد،تاقیامت دل من گریه می خواد هرچی دریا ،روزمین داره خدا،باتموم ابرهای آسمونا
کاشکی مینداخت همه را به چشم من، تا چشام به حال من گریه کنن.
قصه گذشته های خوب من،خیلی زودمثل یک خواب تموم شدن، حالابایدسرروزانوبزاریم، تاقیامت اشک حسرت بباریم
دل هیچ کس مثل من غم نداره، مثل من غریب وماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه،چرا چشمام اشکشون ،کم میاره
خورشید روشن مارودزدیدند، زیراون ابرهای سنگین کشیدند همه جا رنگ سیاه ماتمه ،فرصت موندمون خیلی کمه
سرنوشت ،چشاش کوره نمی بینه ،زخم خنجرش می مونه تو سینه لب ها بسته،سینه غرق خون، قصه موندن آدم همینه
اون که رفته ،دیگه هیچ وقتت نمیاد تاقیامت دل من گریه می خواد
۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه
نمازعید
بخاطرنمازعید به مسجد رهبرشهیداستاد عبدالعلی مزاری رفته بودم . به رغم آن که من روزقبلی اش عید کرده بودم ولی دوست داشتم درنمازاشتراک کنم. چیزخوبی که امسال معلوم شد آماده نمودن دعای قنوت به صورت یک ورق چاپی برای همه مردم هایی که قادربه خواندن بودند،داده شده بود و نمازخوانان هم دروقت دعای دست آن راپیش روی خودگذاشته بودند که می توانستند با نگا ه کردن به آن به شکل درست و اساسی قراعت کنند. بعد ازادای نماز امام جماعت دوخطبه جالب ایراد کرده بودند که سعی کردم نکاتی را درپول هزارافغانی گی که درجیبم بود،یادداشت بگیرم.ایشان یک چندمطلب خیلی جالب راگفتند که کوشش میکنم باشما شریک سازم. اول : ایشان گفتند ما درنمازهای جمعه ازمقامات دولتی ادارات بامیان می خواهیم که بیایند و ازاین تریبون مشکلات،نظرات،پیشنهادات خودرا برای مردم و رودرروی مردم با مردم درجریان بگذارند. دوم: ایشان ازمقامات دولتی بامیان خواستند که مشکلات ونیازمندیهای اولیه همشهریان بامیان را درنظربگیرند و کوشش دررفع این گونه مشکلات کنند. سوم: ایشان ازمردم خواهان همکاری زیادتربا ارگان های دولتی منجمله قوماندانی امنیه ولایت بامیان،ریاست امنیت ملی ،پلیس وشهرداری بامیان شدند. چهارم: ایشان ازطلاب و محصلین جوان بامیانی خواهان به کارانداختن دانش ،تجربه و هم چنین داشتن تقوارا برای ایشان یک امرضروری دانستند. و گفتند که شما باید ازعلمی که اندوخته اید،ذکاتش را برای این مردم بدهید. پنجم: ایشان ازبرادران،پدران وخواهران خواستارداشتن حجاب کامل و مبارزه با بدحجابی شدند.ششم : مسله ششم ایشان ازمردم ولایت بامیان خواهش کردند که درسمینارهای علمی که دردانشگاه ها برگزارمی شوند،به طورفعالانه اشتراک کنند.و هم چنین درآخر ایشان مردم رادرامرمبارزه با بی سوادی ترغیب کردند . کاشکی می شد که ماوشما شاهد بیشتری ازاین گونه ملاامامان مساجدوتکایادرسطح ولایت بامیان بودیم.
حنای دست
درمیان خواب وبیداری هستم.که گپ گپایی به گوشم آمد. کمی که دل ازخواب کندم دیدم که دخترم و دوپسرم بالای سرم آمده اند و می خواهند که دستم را حنا(خینه) کنند. یکیش می گوید که دست چپش است دیگریش می گوید که نه دست راستش است. من هم دزدکی این موضوع را دنبال میکردم. قاسم آمد و خودشو به شانه ام چسباند ودستانش را جلوگرفت طوریکه با دستانش راست و چپ را امتحان کرد و گفت دیدید که این دست چپش است . دخترم میگفت که آهسته هوش کو که بیدارنشه . دستمالی راآوردند و بالای بالشت ماندند که به حساب دستما ن جایی را کثیف نکند. خلاصه این لحظات خوش تقریبآ تا 10 دقیقه ای ادامه داشت. هرسه نفر با احساس عجیبی احتیاط میکردند و به حساب خودشان کاری میکردند که من نفهمم. صبح وقتی که دستانم را شستم خیلی رنگ سرخ قشنگی به خودگرفته بود. وقتی که آنها بیدارشدند گفتند پدر! دستت چطورشده ؟ من هم کف دستم را نشانشان دادم و همه شان خوشحال شدند . انگارکه قله ای رافتح کرده باشند. واین کاربرایم بسیارخوش آیند بود. واقعا حض کردم. این طورلحظات را فقط کسانی خوب درک میکنند که بچه دارند.یک هم چنین لحظاتی درزندگی آدم هست که می توانی برای دقایقی همه غمهای دنیارافراموش کنی.
اشتراک در:
پستها (Atom)


